كد موسيقي براي وبلاگ

------ بی خیال باباღ
بی خیال باباღ
شازده کوچولوی ساکت
    اسمم احسان هستش . bikhialbaba_em
    face book :

    https://www.facebook.com/iamEJF?ref=tn_tnmn
21:52پنجشنبه پانزدهم آبان 1393
بر نفسهایم زخمه ی دلتنگی می زنم شلاق وحشت زمانه بر تنم خط حسرت می زند و تمام راه ها را در میدان خیالم دارم می بافم خودت نم یدانی ولی من رفتنی ام سوی دلتنگی ها سوی جایی در میان سبزه هایی که پزمرده اند و نشانی از حیات و بودنم نست تو نمیدانی که من فراسوی بودن ها خواهم رفت به جایی که اواز هیچ مرغانی دل نیلفر روی برکه های را نلرزاند و از هق هق و چشم ترم نای رسیدن و حتی ارزوی تو نباشد ... تو نمی دانی که من خال خودم را با تو بر خواهم داشت و به سوی دلتنگ ترین نقطه ی عالم خواهم رفت ... تو نمی دانی 


11:37جمعه نهم آبان 1393
سر به بیداری گرفته ام از خودم در هق هق روزگارم بی اشک و ستاره سوار بر جاده ی دلتنگی ام از تو بی خبرم ولی نگاهت هنوز به گوشه ی احساسم زخم یادت را می زند گویی در میان توده های اسمان خویش از خویشتن گریخته ام و به تو بساطی اراسسته ام از هیاهوی خیال ... دبتنگ می نوید وقتی که هیچ کس نمی تواند حتی سوار بر جملاتم به دنیای من سوار کند هیچ کس از من گمشده در مان واژه ها و ادم ها خبری دارد و این تنهایی را حق می دانم ... سرد است باید به دستان تو جان سپارم وگرنه از پا در می ایم ... تو هیچ نمیدانی وقتی در این بهبوهه حتی ضبدر قرمزت را روی اسم و یاد من زده ای وقتی حتی خودم تنهایی ام را با خودت قسمت نمی کردم و تنها یک روز ماند و روزگاری که سالها از ان گذشته ولی هنوز اسم تو بر یاد من زنده است ...دلم هوای باران می خواهد چشمانم ترک برداشته اند از غرور ...


About
Categories
Tags
Archive
Links
Posts
Other
Design