ازاد باش
واقعیت با خلاقیت ساخته می شود از اينرو منهميشه مي گويم بدنبال روياهايت برو ... بگذار خالي شوي از انچه كه در ذهن تو دارد مثل مار بخود مي پيچد بگذار رها شوي ... ميكل انژ از بازار مرمر فروشي مي گذشت به يك سنگ مرمر توجهش جلب شد به فروشنده گفت قيمت ان چند است؟ فروشنده گفت اين سنگ بزرگ و بي مصرفي است و دوازده سال اينجا فقط فضا را اشغال كرده است بردار رايگان مال تو ... ميكل انژ چند ماه بعد سنگ فروش را به خانه اش برد مجسمه اي از مسيح و مريم مقدس بعد از به پايين كشيدننش از صليب را ساخته بود سنگ فروش گفت بينظير است و ميكل انژ پاسخداد اين همان سنگ بدرد نخور توي بازار است ! سنگ فروش گفت چگونه ممكناستازان سنگ اين اثر خلق شود ؟چگونه توانستي؟ انژ جواب داد من مدتها بوددر فكر ساخت چنين اثري بودم و زماني كه سنگ را ديدم گويي مسيح و مريم از منميخواستند كه انها را از دل اين سنگ بيرون بكشم من تنها زاييده هاي ان را برداشتم فقط زاييده ها را ... خلاقيت نيمي از انرژري است كه بايد داشت و شايد كل ان ... بدنبال اروزهايت برو ... خود رانفروش بگذار ازاده باشي و همه چيز جور خواهد شد ...