برای انتخاب فکر نکن تنها احساس کن ... فکر بدرد زیبایی نمی خورد ان مربوط به منفعت است .. اما احساس برای زیبایی ... شیرازی پیکر تراش بزرگی بود روزی که اوازه اش در هند پیچید پادشاه جهان پادشاه هند از او سوال کرد آیا تو تنها با لمس دست یک نفر چهر ی او را می توانی بتراشی ؟ شیرازی از او خواست تا بیست و پنج دختز را که دستانشان از پرده بیرون است را جمع کنند و او مدل خود را انتخاب خواهد کرد تنها بشرطی که بعد از صدق کردار او ان دختر همسر او شود ... پادشاه پذیرفت ... دختر کوچک پادشاه با شیطنت دستش را از حریر بیرون اورد ... شیرازی او را انتخاب کرد ... بعد از چند ماه کار وقتی پادشاه پیکر را دید دخترش بود ... این ضربه بزرگی به مادر دختر وارد کرد و جان را باخت ... پادشاه موضوع را به شیرازی گفت : اشتباهی رخ داده ان دختر شیطنت کرده و مادرش هم از غصه ازدواج تو با او از غصه مرده ...شیرازی گفت اشکالی ندارد من از شرطم گذشتم ... پادشاه ولی ارام نداشت !! به پیشنهاد وزیر پادشاه از او خواست تا مقبره ای برای همسرش -ممتاج محل - بسازد در صورت تایید او شیرازی با دخترش ازدواج کند - که هر گز قبول هم نخواهم کرد - شیرازی مدلها ساخت یکی از دیگری زیباتر اما پادشاه نپذیرفت ... وزیر برای فیصله دادن به قضییه شایعه بیماری و مرگ دختر پادشاه را پراکند شیرازی این بار بی نفس هر چه داشت در پای اخرین مدل ریخت ... چون معاشقه با اثرش ... با دستانش با هنرش ... نه فن و تخصصش ... و تاج محل ساخته شد ... برای خلق یک اثر هنری تو نیازی به فکر نداری ... هر اثری که با فکر باشد هنر نیست فن است ...عکاس شاعر بازیگر فیلمساز و ... همه صاحبان فن هستند جز چند نفر..