قلبت اثرت باشد ...
نگران نگاه ها نباش انها تنها قضاوت می کنند انها انگشتان تو را به لرزه می اندازند تا قلم خود را عاقلانه و محتاط بجنبانی انها از تو یک فبلسوف یا دارای یک پیام می خواهندبسازند مشکل جامعه در صاحب تفکر شدن است برای این است که هنرمندان همیشه با چهره های شبه دیوانه نمایش داده میشوند چون قرار است منش عاقلان روش دیگر باشد !!! روزی استادی نزد شاگرد ارشد خود نقاشی میکردهر دو منتظر خلق یک اثر بزرگ بودند اما هر چه استاد نقش می زد شاگردزیر لب می گفت نه نه ... استاد در نهایت به شاگرد گفت که جوهر های زیاد تری اماده کندجوهر ها تمام شد .. ب محض خروج شاگرد استاد اثر را خلق کرد بهگام بازگشت شاگرد از شدت تعجب جوهر هااز دستانش ریخت :"استاد این را چگونه توانستید بکشید این خارق العاده است ... و استاد پاسخ داد :" مسئله تو بودی تو نگاهی دست و پا گیر برای نقش بودی تو جلوی سیال بودندست را می گرفتی ... افکارت را یا چنان متمرکز کن که کسی را در خلق اثر نیابی یا چنان در سکوت و تنهایی باش که زیباترین اثر خودرا خلق کنی انگاه تو یک اثر جاندار خلق خواهی کردو ان زاده توست ... تو خالقی ...